آغازی دیگر
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 23:38
سلام ... میدونم که مخاطب این نوشته هام فقط خودمم .... من یک زن افسرده و دلمرده هستم روزها و ساعت ها و حتی ثانیه های زندگیم یکنواخت و بیهودگی میگذره هیچ چیز جالب و هیجان انگیزی در زندگی حس نمیکنم خودمو
عنوان ندارد
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 16:22
به خودم: تا کی میخوای اینجوری زندگی کنی چرا عبرت نمیگیری تا کی تنبلی ها تا کی تن لش یا گمشو یا شروع کن یه تکون کوچولو حتیدیگه بسته بسه عزیز من بسه شروع کن همین حالا نمیگم چقدر کارا زیاده حتی یه کار کوچیک برا شروع بس نیستخب پس بگو خدایا به امید تو و شروع کن به نظرم از اون کوه ظرف شروع کن برو بشورشون ...